محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
196
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بكنار اندازند و آنچه سپاه شاملو از نطنز گرفته بود ، با آنچه در كاشان بدست ايشان درآمده بود همه را گذاشتند به اين وضع بيرون آمدند و هر كدام به طرفى رفتند و بعضى از فرزندان خليفه به نطنز آمده و كوچ و اوراق را بقلعهء طرق برده مستحكم ساختند و بعد از بيست روز خليفه پيدا شده بطرق آمد و مجموع شاملو در آن قلعه لنگر اقامت انداختند . اما ولى سلطان بعد از تحقيق رفتن خليفه روز ديگر به شهر در آمده دست بيداد و ستم برآورد و ارباب [ 108 ] و اهالى كاشان را به تحميلات گران و حوالات بيكران در شكنجه و تعذيب كشيده و اموال بيحد و اجناس بىقياس ، از سوداگران و ساير مقيمان آن بلده بانتقام شاهوردى خليفه مستخلص ساخت . پس از آن كمر منازعت و مخاصمت خليفه بر ميان عداوت بسته از قوم تركمان و غيره جمعى كثير بهم رسانيده محاربه و مقاتلهء شاملو را با خود تصميم داد و بعد از اجتماع سپاه معاندت دستگاه ، لواى طغيان و عناد ارتفاع داده روى عزيمت بتخريب و تسخير قلعهء طرق نهاد . اتفاقا دو روز قبل از توجه ولى سلطان ، ميرزا على عرب كه در نواحى اردستان اقامت داشت قاصدى نزد خليفه فرستاده پيغام داد كه جمعى كثير از اعراب خراسان و غيره درين وادى مقيماند و مال و جهات بيقياس دارند و مدتى است كه يكدينار مال و خراج به كسى ندادهاند . اگر خليفه خود بسعادت با قشون آراسته متوجه گردند ، مال بيحساب ازين اعراب اخذ ميتوان كرد و خليفه بطمع مال ، بصوب اردستان و آن محال باستقلال تمام توجه فرمود و چون به ظاهر آن بلده رسيد آخرهاى روز بود خواست كه آنشب در آن مقام توقف نمايد ، محراب بيگ ولد قور خمس سلطان كه حاكم آنجا بود با آنكه شاملو بود و ديگر جهات خصوصيت بود ، اظهار خلاف و نفاق كرده خليفه را از دخول مانع گشت و ميان ملازمان غبار فتنه در هيجان آمده منجر